| [ بستن ] |
سلام گلی ها
این چند وقتی خیلی سرم شلوغ بود ، ولی بلاخره جواب داد .
فعلا جز یک کار دیگه هیچ کاری ندارم . سرم رو حسابی خلوت کردم و فعلا دارم روی یک مسئله کار می کنم .
تو این مدت سوالات زیادی برام پیش اومده که می خواستم اینجا بنویسم ولی فعلا یکی اش رو میذارم تا بعد بیام و حسابی بنویسم .
نظر شما در مورد اینکه مرد نباید گریه کنه چیه ؟ یا اگر هم می کنه هیچ کس نباید ببینه .
منتظر کامنتاتون هستم .
سلام توی پست قبلیم خیلی ها بهم کمک کردن و این باعث خوشحالیم شد . چند تا از دوستام با نوشتن حتی چند تا جمله بدون اینکه شاید خودشون متوجه باشند کمکم کردند .از همتون ممنونم .
این پست فکر نمی کنم سر و ته آنچنانی داشته باشه چون فکر در حال پریدن از اینور به اونوره .
هیچ وقت فکر نمی کردم مجذوب بلاگ نویسی بشم ولی حالا انگار یه طورایی دارم می شم
. تعریف های زیادی شنیدم و خوندم از وبلاگ و وبلاگ نوشتن ولی تو ی ه این چند روز بیشتر به معنی خاطره نویسی بیشتر رسیدم . خیلی ها شاید بتونم بگم 99 % اونایی که بشون سر میزنم در حال تخلیه روح و فکرشونند . جالبه توی خیلی از نوشته ها می بینم چندتا از دوستام در مورد یه موضوع نوشتند ولی بخاطر ادبیات مختلفشون آدم دلش می خواد همه اشونو بخونه .
مسئله ای که امشب خیلی فکرم رو مشغول به خودش کرده همینه ! چرا ما می خوایم خالی بشیم . چرا خیلی از ماها داریم به یه چیز فکر می کنیم ولی از طرفی فکر می کنیم هیچ کسی مثل ما فکر نمی کنه و 1000 تا چرای دیگه
چرا اینقدر دلامون ترسو شدند؟! از اینکه یه گوش باشیم برای شنیدن دیگری می ترسیم که طرفمون تو زرد در بیاد. گوش دادن هم مگه تا حالا به کسی ضربه زده ؟!!
بیاید حالا که بهم سر میزنیم از همدیگه هم بخوایم تا کم کم ببینیم دوروبرمون انگار شبیه ما هم هستند . بلاخره یه نقاط مشترکی توی همه ی ما هست .
آخرش باید بگم واقعا خودمم گیجم که چی می نویسم
.سخته ، هنوز یاد نگرفتم پیاده سازی کنم فکرمو . راستی شماها که اینقدر قشنگ می نویسید می شه به منم یاد بدید ؟!!
وقتتونو گرفتم ![]()
سلام
اول از همه که باید سال نو رو به همه ی دوستام و هر کس دیگه ای که این وبلاگ رو می خونه تبریک بگم .
دوباره اومدم و هنوز هم آدم نشدم ![]()
بعد از اینا باید بگم که از اسفند سال گذشته تا امروز مدیریت و کلا همه ی کارهای پارسی باکس دست بنده افتاده و منی که می خواستم یه کم وبلاگ نویسی کنم نتونستم و همه اش دستم بند سیستم بوده ، اما خوب یک فایده ی خیلی مفید داشته این مسئله و آشنا شدن من به صورت کامل با ویژگی های این پارسی باکس هست . اصلا باورتون می شه یکی از اعضای راه انداز یک سیستم باشید ولی تا یک روزی به تمام قابلیت های اون سیستم واقف نباشید .
مهمترین چیزی که این سیستم داره این لایو رایتر هستش . بابا عجب چیزیه . این پست اولین پست من هست که با لایو میفرستم . اصلا یه چیز خداییه . فکر کن هر موقع و هر جا که باشی می تونی بنویس و بعد یک جایی که به اینترنت دسترسی داشتی یک دکمه بزنی و همه ی نوشته هات یک جا بیاد رو وبلاگت . از این مسئله که بگذریم میرسیم به قسمت plug in های این برنامه است که حرف نداره .
همین جا بهتون بگم که پیشنهاد من توی سال جدید اینه که حتما از این قابلیت سرویس استفاده کنید تا بفهمید اصلا وبلاگ نویسی چه لذتی داره .
بعد از این باید بگم که متاسفانه با شروع کار من برای سایت مشکلاتی پیش اومد که خیلی نا امید کننده بود ولی با داشتن وبلاگ نویس های مهربان و با وفایی که داریم امیدم رو از دست ندادم و دارم سعی ام رو می کنم .
دعا کنید برای موفقیت تک تکمون .
منتظر نظراتتون هستم .
![]()
تا حالا آدم ندیدم که اینقدر بخوابه . امروزم دوباره نرفتم دانشگاه چون خوابم برد . یکی نیست بگه امیر به کجا می خوای برسی با اینکارات .ای کاش یه کم از خواب بدم می یومد . خودمونیم خیلی حال میده . از یه دنیا فارقی . کسی اگر نظری داره یا راه حلی واسه کم خوابیدن لطفا دریغ نفرمایید .
در مورد خواب هم زیاد می شه حرف زد . شما تا می خوابید چیا می بینید . من به خواب خیلی اعتقاد دارم ، یه طورایی تحت تاثیرشم . بعضی موقع ها یه چیزایی واسه ام تو خواب می یاد . بیخیال حرف نزنم بهتره .
دوستون دارم ، منتظرم