| [ بستن ] |
سلام
اول از همه که باید سال نو رو به همه ی دوستام و هر کس دیگه ای که این وبلاگ رو می خونه تبریک بگم .
دوباره اومدم و هنوز هم آدم نشدم ![]()
بعد از اینا باید بگم که از اسفند سال گذشته تا امروز مدیریت و کلا همه ی کارهای پارسی باکس دست بنده افتاده و منی که می خواستم یه کم وبلاگ نویسی کنم نتونستم و همه اش دستم بند سیستم بوده ، اما خوب یک فایده ی خیلی مفید داشته این مسئله و آشنا شدن من به صورت کامل با ویژگی های این پارسی باکس هست . اصلا باورتون می شه یکی از اعضای راه انداز یک سیستم باشید ولی تا یک روزی به تمام قابلیت های اون سیستم واقف نباشید .
مهمترین چیزی که این سیستم داره این لایو رایتر هستش . بابا عجب چیزیه . این پست اولین پست من هست که با لایو میفرستم . اصلا یه چیز خداییه . فکر کن هر موقع و هر جا که باشی می تونی بنویس و بعد یک جایی که به اینترنت دسترسی داشتی یک دکمه بزنی و همه ی نوشته هات یک جا بیاد رو وبلاگت . از این مسئله که بگذریم میرسیم به قسمت plug in های این برنامه است که حرف نداره .
همین جا بهتون بگم که پیشنهاد من توی سال جدید اینه که حتما از این قابلیت سرویس استفاده کنید تا بفهمید اصلا وبلاگ نویسی چه لذتی داره .
بعد از این باید بگم که متاسفانه با شروع کار من برای سایت مشکلاتی پیش اومد که خیلی نا امید کننده بود ولی با داشتن وبلاگ نویس های مهربان و با وفایی که داریم امیدم رو از دست ندادم و دارم سعی ام رو می کنم .
دعا کنید برای موفقیت تک تکمون .
منتظر نظراتتون هستم .
![]()
نمیدونم دلم چرا گرفته . اگر بخوام دلیل بیارم شاید فقط یه چند صفحه ای باید بنویسم . اینجام که شده مثل شهر های متروکه . یه چند تا بازدید در روز دارم اما نمیدونم کی هستند و از کجا می یاند . نظری هم که نداریم یعنی اینکه کسی دلش برامون تنگ نشده . آخه چی بگم وقتی کسی نمی یاد بخونه وقتی کسی من رو تحویل نمی گیره آخه چی بنویسم .
دارم نگاه می کنم به لیوان ، این نیمه ی پرش که می گند کجاشه ؟ چرا ما همه امون اینقدر مشکل داریم . کسی هست که بیاد یه کم کمک من . امروز رفته بودم مشاوره ، فکر کنم اونم بیچاره مونده بود منو با این همه مشکل چطوری راهنمایی کنه . آنقدر این مشکلات گنده اند که نمی شه خوردشون کرد و اولویت بندیشون کرد .
آخ اما درد بزرگم شیکوندن عهدام با خداست .
رفقا کسی هست به من بگه از کجا استارت درست کردن رو بزنم . اینجا رو می گیرم درست کنم می بینم یه کم اون طرف تر عجب وضعیه . میرم اونو درست کنم می بینم وای اون طرف چه خبره . پاک دیونه شدم .
کمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک
راستی در مورد قوی کردن ارتباط با پدر و مادر هم اگر کسی چیزی میدونه برام بگه .
میدونم کسی نمی یاد اما اگر اومدی ، دلت خواست کمک کن ، ثواب داره
این روزگار ما هم شده .....
شما رو نمیدونم ، اما من با هر کسی که حرف میزنم بعد از دو تا کلمه حرف شروع می کنه گله کردن از روزگار . بیاید با هم حال این روزگارو بگیریم !!
راستش به یه مشکلی بر خوردم اگر میتونید کمکم کنید برام در نظرات بنویسید . من توی انتخاب هدفام و اولویت بندیشون مشکل دارم . اگر راهی یا راهنمایی سراغ دارید برام بنویسید .
حالا بعضی ها می یاند می نویسند بابا هدف می خوای چیکار !!
راستی اگر از لیست کنار صفحه اید ازتون عذر می خوام که خیلی وقت سر بهتون نزدم .
در ادامه هم باید بگم یکی از دوستان می گه من پست نمیزنم ولی وقتی هم میزنم یه چیزی میزنم که به درد بقیه بخوره .
اگر پستم دارای محتوا و مفهوم نیست باز هم عذر خواهی که وقت گرانبهاتون رو از بین بردم .
راستی هنوزم از پست پایینیم خوشم می یاد چون خیلی بی وفایید .
دوستون دارم ، یا حق
واقعا چرا همه اش به دنبال یه کسی می گردیم که وفادار باشه بهمون . بعضی وقتا دورو برت رو که نگاه می کنی فکر می کنی همه ی دوروبریات وفادارترین های روی زمین اند اما نمیدونم چرا همیشه با یه اتفاق کوچیک مثل یه غیبت چند روزه می بینی که بابا هچ کس به یادتم نیست . نه مشکل ماله وفا نیست ماله شلوغ بودن سرمونه . شاید یکی از بدی های زندگی مدرن و با تکنولوژی هم ، همینه دیگه . بازم می گم شاید اینم نباشه ، شاید دردمون ماله اسیر زندگی مدرن شدنه ، وگرنه زندگی مدرن اگر هم ازش استفاده ی درست بشه تازه باعث می شه وفاداری بهتر خودش رو نشون بده .
توی این مدت که ننوشتم دلیلش این بود که می رفتم این طرف اون طرف توی وبلاگ های دیگه می گشتم . نمی گم چیا پیدا کردم اما هر دفعه ای چندتاشون رو به لینکستان اضافه می کنم تا شما هم ببینید .
خودمونیم کاش همه دور هم جمع می شدیم . خیلی ها یه چیز رو با ادبیات خاص خودشون می نویسند و این خیلی دوست داشتنیه .
بچه های تیم هم که جز محسن کم آپدیت می شند . نمیدونم چرا اما خوب دیگه اینم یه طورشه .
دوستون دارم و منتظرم که با یه جمله ، یه بیت ، حتی یه کلمه .....
خسته ام از بس حرف میزنیم واسه هم . همه دنبال یک چیزیم و هیچ چیز . همه از عشق حرف میزنیم اما عشقامون هم بو میده ، بوی خیلی چیزا بوی خود خواهی ، بوی سیاست ، بوی سود داشتن و ....
نمی گویم شما می گویم ما ، هم خودم هم شما . اگر بهتون چیزی می گم که ناراحت می شید ببخشید اما بیایید یه کم بیشتر و واقعی تر عاشق باشیم .
کمی از تعلقاتمون کم کنیم و بزنیم تو کار باختن ، باختن چی ؟! خودت میدونی ....
دوستون دارم منتظرتون هستم