| [ بستن ] |
چقدر سخته که به این جمله بخوای عمل کنی .
"روی پای خودت وایسا ! " جمله ای که آخرش انگار باید بهش رسید . حالا موقع این شده که روی پای خودم بایستم ، اما منی که یه عمر به این فکر بودم همه اش یکی کنارم باشه چطوری می تونم روی پای خودم بایستم ![]()
کسی هست منو کمک کنه . آخه وقتی کم میارم که نمی تونم رو پای خودم بایستم .
عادت می کنم ، کاری که همتون کردید و شد و یک کدومتون در نیومدید بگید می شه طور دیگه ای هم زندگی کرد . آره دارم از جانب شما حرف میزنم ولی بهتون بر نخوره . شاید شما اینطوری نباشید ولی خیلی ها دوروبر من اینطوریند .
نمیدونم روی پای خودمون ایستادن باعث می شه فقط و فقط خودمون رو ببینیم ؟!
شاید همین حس باعث می شه بعد از یه مدت آدم فقط خودش رو ببینه . منی که روی پای خودم ایستادم یعنی همه اش رو ، خودم بدست آوردم پس اگر کسی هم ازم کمک خواست باید در بیام بهش بگم حالا دیگه روی پای خودت بایست .
آدمیما !!!
حالا دیگه مطمئن نیستم که هستیم یا نه !!! ![]()
هنوز نتونستم قبولش کنم ولی شاید اینی هم که از روی پای خود ایستادن من فهمیدم اشتباه هستش . اگر تعریفی داری بنویس .
وای به روزی که بخوام این جمله رو اینطور که فهمیدم قبول کنم ![]()
به قول این دوستانی که بهشون سر می زنم پ.ن : کاش منم بلد بودم مثل شماها قشنگ وبلاگ نویسی کنم ![]()